|
ღ♥ღღزندگی............نگه دار پیاده میشم...ღ♥ღღ
|
قصه من و تو![]()
قصه من و تو آغازش در دفتر آرزوها بود و داستانش در دفتر ليلی و
مجنون سروده شد
قصه من و تو از آن نيمه شب پر خاطره آغاز شد و اينك نيز با قصه
دوری در حال نوشته شدن است
قصه من و تو آغازی احساسی داشت ، حرفهايی رويايی داشت ، اما
ادامه آن يك داستان عاشقانه و واقعی شد
تو آمدی در خوابم ، نشستی در سرزمين رويايم ، و آن قلب سرخت را
با دو دست مهربانت به من هديه دادی
چه زيبا پر كشيديم به سوی دشت پروانه ها ، چه زيبا بر روی ماه
نشستی و من نيز ماه را به آرامی حركت می دادم
لحظه سفرت لحظه زيبايی بود ، لحظه ای كه بر روی گلبرگ گلی
نشستی و با نسيم عشق به سوی دياری ديگر رهسپار شدی
من نيز در كنار قناری پر بسته نشسته بودم و نوای غمگين او را گوش
ميدادم و به شبنمی كه عكس چشمان خيسم در آن افتاده بود نگاه می
كردم
قصه من و تو قصه زيباترين عشق دنيا است ، قصه من و تو قصه يك
سرزمين بی انتها است ، قصه من و تو ، قصه يك رويای بيدار شدنی
است
آغاز ديدارمان چه پر خاطره بود ، عكس چشمانت هنوز در ذهنم تكرار
نمی بخشمت
بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ....
بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .... ![]()
نمی بخشمت ....
بخاطر دلی که برایم شکستی ![]()
بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی .....
نمی بخشمت ....
بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی .....
بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی .... ![]()
و می بخشمت بخاطر
عشقی که بر قلبم حک کردی![]()
چرا اينقدر دنيا غريبه؟؟![]()
چرا هيچ كس نمي فهمه حرف اين دل مرده را
چرا؟؟![]()
تا اشك نريزي كسي به فكر چشمات نيست
تا دلت نشكنه كسي به فكر دلت نيست




فکر مي کنم عاشقان در اين دنيا کاري نمي کنند مگر اينکه ميان صخره ها بنشيند و به پژواک
صداي عاشقانه خود گوش دهند صدايي که مي گويد : آيا تو هم به من فکر مي کني ، همان قدر
که من به تو فکر مي کنم .







عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل شاد ی يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
عشق
۱-شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از آن برخوردار باشی.
۲-انتظار نداشته باش آنچه در اطراف اتفاق می افتد،مطابق میل و خواسته ات باشد.
۳-هنگام عصبانیت هیچ تصمیمی نگیر.
۴-از سختی و مشکلات زندگی استقبال کن و با غلبه بر آنها به خود پاداش بده.
۵-اجازه نده اتفاقات ناخوشایند روحیه ات را خراب کند.
۶-با بحث های بیهوده انرژی خود را هدر نده.
۷-با خود مهربان باش تا بذر افشان محبت و مهربانی باشی.
۸-زندگی خود را هدفمند کن وبرای رسیدن به اهداف ، تلاش کن.
۹-چیزهائی را که دوست داری به دیگران ببخش.
۱۰-قلبت را از نفرت خالی کن تا خوشبختی در آن لانه کند.
۱۱-با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود.
۱۲-به هیچ کس امید نداشته باش جز به ذات یگانه خودش.
۱۳-برای اینکه شاد باشی ابتدا یاد بگیر شادی آفرین باشی.
۱۴-به دیگران کمک کن آنچه را که میخواهند به دست آورند، تا رضایت آنها شادی واقعی را نثارت کند.
۱۵-هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن ، چرا که تو چیزی داری که دیگران در حسرت آن وقت می گذارند.
۱۶-و بالا خره ! اینکه انعطاف پذیر باش ، نیایش و کرنش معنوی انجام بده و زیاد ببخش تا شادی را از عمق وجودتت احساس کنی.
آخه متن به این قشنگی تروخدا چه جوری دلتون میاد نظر ندید؟؟؟!!!

امروز, امروز است.
امروز صبح اگر از خواب بيدار شدی و ديدی ستاره ها در آسمان نمی تابند , ناراحت نشو , حتما دارند با تو قايم باشک بازی ميکنند , پس با آنها بازی کن.
اگر قبل از خواب آرزو کردی فردا باران ببارد , ولی نباريد , مطمئن باش الهه باران می خواهد تو شکوه باران را باور کنی , پس باورش کن.
امروز , امروز است.
امروز هر چه قدر بخندی و هر چه قدر عاشق باشی به ذخاير نفتی جهان آسيبی نمی رسد , پس بخند و عاشق باش.
امروز هر چه قدر دل ها را شاد کنی , به قيمت بليت اتوبوس اضافه نمی شود , پس شادی بخش باش.
امرزو هر چه قدر نفس بکشی , جهان با مشکل کمبود اکسيژن رو به رو نمی شود , پس از اعماق وجودت نفس بکش.
امروز , امروز است.
امروز هر چه قدر آرزو کنی , چشمه آرزو هايت خشک نمی شود , پس آرزو کن.
امروز هر چه قدر خدا را صدا کنی , خسته نمی شود , پس صدايش کن.
او منتظر توست.
او منتظر آرزو هايت , خنده هايت , گريه هايت , آفرين گفتن هايت , دل شاد کردن هايت , نفس کشيدن هايت , ستاره شمردن هايت و منتظر عاشق بودن هايت است.
آری او منتظر توست , منتظر من است , منتظر ماست.
زيرا امروز , امروز است , امروز , جاودانه است و امروز زيباترين روز دنیاست.
دوستون دارم
سلام به تمام دوستای گلم از شما ممنون هستم که مرتبا به من سر میزنید و
نظر میدهید سال نو شما مبارک وقتی که وارد سال ۲۰۰۷ میلادی شدیم
من به یک مهمونی دعوت شده بودم به من که خیلی خوش گذشت نمیدونم
واسه شما چه جوری بود حالا من اهنگهای داریوش را خیلی دوست
دارم الان هم یه شعر گذاشتم که داریوش اهنگشو خونده امیدوارم قبولش
کنید![]()
مرا ببين
به اندازه ثانيه اي چشمهايت را ببند
و از پشت دريچه چشمت مرا ببين
ببين كه چگونه آرام و سبك در روياي نگاهت خوابيده ام دستهايت را به من بسپار
تا سردي دستانم را گرما ببخشد نگاهت را پشتوانه ي مهر سبز خيالم كن
در تاريكي ثانيه ها به من بگو كه مرا دوست ميداريم
حتي براي لحظه اي در كنارم باش و مرا در روياي خيالت غرق كن
از پشت پرچين نگاهت افقي تازه از معناي من و خود بياب
مرا ببين كه چرا حتي به اندازه ي ثانيه اي هم نگاهت را دوست دارم ...
در اشتياق انتظار تو مي گذرند لحظه هاي تاريكي از جادوي صفاي تو به زلالي آب به صادق بودن اسم تو ...
يه روزي عكس تو را خواهم كشيد
طعم خوش با تو بودن را خواهم چشيد 
يه روزي به خاطرت ميميرم
اما يه روز با عشق تو نفس خواهم كشيد
کسی گفت شرط دوست داشتن و عشق حفظ آن هست
راستی نهايت عشق را می توانی در چشمهای مضطربم بخوانی؟
اگر می توانی پس تو هم مانند من عاشقی!!!
گفتم اضطراب؟ از کجا فهميدی ؟از رنگ زرد رخسارم؟؟؟
يادم نيست از که شنيدم اما خوب گفت که:
عشق رنگ زرد خورشيد مهربان است....
راستی عشق را از رنگ پريده ام می خوانی؟؟؟ می خوانی مگر نه؟؟؟
نازنينم قسم به لحظاتی که ياد تو دنيا را برايم بارانی می کند!!!!!!!
آها!!!! راستی کجا می روم؟؟؟؟ عشق سوگند خوردن دارد؟.......
نه.........مگر نه؟؟؟
ديدی پس تو هم عاشقی مانند من.......
مثل خيلی ها که کسی را دوست دارند و هرشب قصه ی وصال را زمزمه می کنند
ميدانی نازنينم .......می دانی مگر نه؟ ؟ ؟ بگويم؟ ؟ ؟ بازهم؟
آخر عهد کرديم که راز دل با کس نگوييم ؟ ؟ ؟
پيمان شکنی بکنم؟ ؟ ؟
دوست داشتنت را فرياد بزنم؟ ؟ ؟ می خواهی؟ ؟ ؟
نه ؟ ؟ ؟
آهان پس خودت می دانی ؟مگر نه؟؟؟
دوستی گفت: با دل شوريده ام آرام تر
آرام در گوش تو می خوانم !!!!فقط در گوش تو می خوانم

در تمام لحظه هایم
آسمون از غم دوریت حالا دیگه روز شب می باره
دیگه منو توذهن خیابون تنها جا می ذاره
خاطرت مثل یک پیچک می پیچه رو تن خستم
دیگه حرفی که ندارم دل به خلوت تو بستم
دوستت دارم!

مرا ببخش ، بهترين از اين مجالی نمی يابم 
خواهشي دارم:
لحظه ای چشم بگشا
وحجم مرا از ميان هندسه ی اطراف تميز بده
و صدای نفس هايم را در ميان اصوات فضا بشنو
دوستت دارم
و مجالی بهتر از اين نيست.
خواهشی دارم:
تنها برای لحظه ای دوستم بدار
آيا پاداش قلب ساده ای 
از بارش بی دريغ عشق
به قدر لحظه ای دوست داشتن نيست؟
روزی که تو آمدی به دنیا عریان
همه می خندیدن وتو بودی گریان
بس کاری بکن که وقتی رفتی
همه گریان باشند وتو باشی خندان
اگه کسی خیلی خاطرتو خواست دوست عزیز خیلی راحت میتونی بفهمی که راست یا دروغه به
I LOVE YOU
قول شاعر تو این دنیای دیونه کسی عاشق نمی مونه بمیرم من نکن گریه همش تقصیر من بوده
تو آسمونی و هوات گرفته
دلم واسه ستاره هات گرفته
دلت واسه کی تنگه جوجه قمری؟
دلم برای جوجه هات گرفته
صدای سوختن لحظه تنهایی از کوچه ها ی شب می آید
گذشته خاکستری شعله می کشد
سپیدرود کجاست
من از سبز آبی چیزی نخوانده ام
کلاس ما کلاس بی رنگی بود
جنگل سبز پر از آبی کجاست





اي دوست غمگين من !
اگر مي توانستي ببيني كه بخت بد كه شكست تو در زندگيت بوده ؛
همان نيرويي است كه قلبت را روشن ميكند ‘
روحت را از مغاك تمسخر بيرون مي آورد و
تا عرش احترام بالا مي برد ‘
آنگاه رضا به داده مي دادي و آن را
ميراثي مي دانستي كه تعليمت مي دهد و
آگاهت ميكند .
دلم تنگ است از بایدها و نبایدها
از این همه امید به شایدهااز دل بستن به افسانه و عادته
بی تو شبی باز از ان گوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
عاقبت شدم همان عاشق دیوانه که بودم
از دل شکستن و غمگین کردن آدمها
از چیدن و بوییدن یک گل و رها کردنش در صحرا
از عاشق کردن یک دل به امید همراهی تا فردا
دلم تنگ است